علوم تربیتی-آموزش و پرورش

خوش آمدید

عزیز دلم تولدت مبارک

 

 

عزیز دلم تولدت مبارک

 

 

شکفته شدن گل مهر وجودت در پر مهر ترین ماه سال ،

که مهرش را به شکوفا شدنت مدیون است مبارک باد . . .

خاک وفادار گل گلدانت محمد

.

.

امید سالهای از دست رفته ام ، امید روزهای بی کسی ام

تولدت هر سال بی تو آغازی است برای عاشق تر ماندنم ، بی تو اما در دلم

با تو بودن را جشن میگیرم و ساده میگویم  : حس بودن دوباره ات مبارک . . .

.

.

.

سالروز رفاقت مبارک

سالروز صداقت مبارک

سالروز متانت مبارک

سالروز درایت مبارک

و سالروز آغاز این همه خوبی ها مبارک

تولدت مبارک ، عزیز تر از جانم صالحه

.

.

زیباترین گل ها را برای زیبایی زندگیت و کوتاهی عمرشان را برای غم هایت آرزو مندم . . .

تولدت مبارک

.

.

.

عزیزم ، زیباترین لحظه زندگیم را صرف با تو بودن میکنم و شکفتن زیبایت را در

۲۹اردیبهشت، تبریک میگویم ، از طرف دوست دار همیشگیت محمد

.

.

.

تقدیم به مبدا تمامی وجودم صالحه جان ، سالروز تنفس دوباره مبارک

.

.

.

تقدیم به تنها بهانه زندگیم

تولدت را با افتخار به داشتنت پیشاپیش تبریک میگویم

از طرف دوستدارت محمد

.

.

.

صالحه عزیزم ، تولدت آغاز تمام خوبی هاست ۲۹اردیبهشت ، روز تولدت مبارک . . .

.

.

.

عزیزم در پناه مهربانی ات جوانه زدم و با نسیم صداقتت به بار نشستم

و معنا و مفهوم زندگی را در با تو بودن یافتم ، بهترین بهانه زندگیم ،

یک دنیا عشق و محبت خالصانه مرا به مناسبت روز تولدت پذیرا باش . . .

.

.

.

عزیزم امروز ، روز تولدت رو اول به تو و خودم تبریک میگم و جشن میگیرم

و دوم به فرشته ها تسلیت میگم ! چون امروز سالروز جدایی رو  با اشک سر میکنن

و در آخر به تقدیرم آفرین میگویم که من رو با تو پیوند زد . . .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390ساعت 0:7  توسط محمدآبادی  | 

دوستان عزیزم سال نو مبارک

 

سالها، هجری و شمسی همه بی خورشیدند

سیرتقویم جلالی به جمال توخوش است

فصلها راهمه با فاصله ات سنجیدند

تو بیایی همه ساعتها، ثانیه ها

از همین روز همین لحظه همین دم عیدند

اللهم عجل لولیک الفرج  

 

بهار وقتی که از پنجره سرک می کشد

بی آن که بخواهی یاد بنفشه و یاس و اقاقی دارد

کاش زودتر رسد آن روز ؛ که شمیم بهار را

از پیراهن یوسف سفر کرده بشنویم

در انتظار نوروزگار ؛ نوروز مبارک

  

مثل ماهی زنده مثل سبزه زیبا مثل سمنو شیرین مثل سمبل خوشبو مثل سیب خوشرنگ و مثل سکه با ارزش باشید

 

حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد

رابه شما تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت

را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت مینماییم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت 15:10  توسط محمدآبادی  | 

هشدار به مادران شاغل

هشدار به مادران شاغل

مادر شاغل

بسیاری از روان شناسان رشد بر سر این موضوع توافق دارند که «هنگامی که مراقبت از کودک با کیفیت بالایی صورت گیرد، دلیلی وجود نخواهد داشت که انتظار رشد نامناسب او را داشته باشیم.» در واقع، شواهدی وجود دارد که مراقبت روزانه با کیفیت بالا، از لحاظ رشد شناختی کودک، مفیدتر از صرفاً مراقبت از او در خانه است. البته هنوز هم لازم است که والدین از نزدیک مراقب رفتار کودک خود باشند دوران کودکی، دوران رشد سریع است و به همین جهت است که مراقبت و پشتیبانی مناسب از کودک در این دوران حساس ضرورت دارد. آنچه در زیر آمده است چند نمونه از علایم هشدار دهنده رفتاری در زمانی است که کودکتان را به یک جانشین یا پرستار می سپارید و  باید مراقب آن ها بود اگر کودک شما نشان هایی از تغییر رفتار ناگهانی از خود نشان داد، زمان آن است که وضعیت فعلی مراقبت از او را مورد بررسی مجد قرار دهید.

گریه هنگامی که فکر می کند با پرستار تنها گذاشته می شود کاملاً طبیعی است چرا که کودک ترجیح می دهد پیش والدینش بماند. اما داشتن واکنش هیجانی منفی و شدید نسبت به یک فرد، نشانه خطر است.

چسبیدن بیش از حد به والدین

هر چند کودک نیاز به حمایت و جلب اطمینان دارد اما چسبیدن و آویزان شدن بیش از حد به والدین و دور نشدن از آن ها، نشانه وجود مشکل است. اگر متوجه تغییر ناگهانی در رفتار کودک خود شدید دقت کنید که چه موقع و کجا این رفتار بیشتر بروز می کند. آیا کودک شما قبل و بعد از رفتن پیش پرستار یا مهد کودک به شما می چسبد؟ در این صورت، دانستن این که چرا کودک شما در این زمان ها به توجه بیشتر شما نیاز دارد، مهم است. برخی اضطراب های جدایی، عادی هستند اما یک الگوی مداوم و تکرار شونده ممکن است نشانگر این باشد که فرزند شما توجه مورد نیازش را از پرستارش دریافت نمی کند. گریه هنگامی که فکر می کند با پرستار تنها گذاشته می شود کاملاً طبیعی است چرا که کودک ترجیح می دهد پیش والدینش بماند. اما داشتن واکنش هیجانی منفی و شدید نسبت به یک فرد، نشانه خطر است. آیا کودک شما هر گاه که از والدین جدا می شود گریه می کند یا فقط هنگامی که قرار است نزد این پرستار خاص برود؟ اگر این مشکل فقط در مورد پرستار وجود دارد، زمان بررسی مجدد وضعیت مراقبت از کودک تان فرارسیده است.

زخم، بریدگی، کبودی و خون مردگی در حوادث مکرر: داشتن چند جای زخم و بریدگی، بخش طبیعی از زندگی سالم و پر جنب و جوش دوران کودکی است، اما تعداد غیرقابل توجهی از حوادث می تواند نشانه هشداردهنده ای از مراقبت ضعیف یا حتی تنبیه جسمی باشد. اگر کودک شما هنگامی که پیش پرستار است حوادث زیادی از این قبیل برایش پیش می آید، سریعاً موضوع را مورد بررسی قرار دهید تا چنانچه اقدام دیگری لازم است، صورت گیرد.

کودک شما باید هم با خود شما و هم با پرستارش احساس راحتی کند و افکار، ملاحظات، احساسات و مشکلاتش را به راحتی در میان بگذارد. اگر کودک تان در برقراری ارتباط با پرستارش مشکل دارد ممکن است نشانه این باشد که حمایت عاطفی و راهنمایی مورد نیازش را از او دریافت نمی کند.

گریه هنگامی که فکر می کند با پرستار تنها گذاشته می شود کاملاً طبیعی است چرا که کودک ترجیح می دهد پیش والدینش بماند. اما داشتن واکنش هیجانی منفی و شدید نسبت به یک فرد، نشانه خطر است.

نافرمانی و حرف نشنوی

بروز ناگهانی نافرمانی یا حرف نشنوی غیرقابل توجیه می تواند نشانه ای از وجود مشکل با پرستار باشد. به منظور حفظ پایداری و سازگاری، تنظم یک نقشه و الگوی رفتاری برای پرستار بچه ضرورت دارد. رفتار نامناسب کودک ممکن است نشانه این باشد که پرستار به وظایف خود در زمینه رعایت مقررات و انضباط، رفتار اجتماعی مناسب و رشد شخصیت کودک، درست عمل نمی کند.

تغییر ناگهانی در رفتار شاید هشدار دهنده ترین نشانه باشد. این رفتارها ممکن است در خانه، در بین همسالان یا حتی در حین خواب بروز داده شود. مثلاً کودکی که پیش از این مشتاق بیرون رفتن از خانه بوده، بدخلق و کناره گیر شود یا کودکی که خوش اخلاق و گرم بوده، نشانه های خشم و عصبانیت بروز دهد. اگر متوجه تغییر رفتار کودک خود یا تغییر الگوی خواب او شدید، فوراً وضعیت را مورد بررسی قرار دهید تا راه حلی برای مشکل بیابید.

 

ماهنامه کودک

تنظیم برای تبیان : کهتری

 

مقالات مرتبط

یادم تو را فراموش

شیرین عسل زندگی ما

تاثیر محبت مادر بر مغز

کودکان پیش گویی می کنند

نقطه آغاز بحران در تربیت کودک

تربیت فرزند با ادب

فرزند دلخواه من

کودک را مسلح تربیت کنید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 11:7  توسط محمدآبادی  | 

وقتی اقوام همسر ،آزارم می دهند

وقتی اقوام همسر ،آزارم می دهند

نحوه ارتباط با اقوام همسر

صله رحم

وَ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَ لَا تُشرِْكُواْ بِهِ شَیًْا  وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَنًا وَ بِذِى الْقُرْبىَ‏

«وخدا را بپرستید ،وهیچ چیز را همتای او قرار ندهید وبه پدر ومادر ،وبه خویشان نیکی کنید .(نساء 36)

یکی از آموزه هایی که در اسلام سفارش فراوان شده است ،در مورد صله ارحام وخویشاوندان است .امام باقر (ع) می فرمایند :صله رحم ،اعمال را پاک واموال را با برکت وبلاها را دفع و حساب قیامت را آسان می کند واجل را به تأخیر می اندازد (سفینةالبحار ،ج1،ص 515).

همان گونه که در حدیث فوق مشاهده می فرمایید ،صله رحم برکات فراوانی برای زندگانی دنیا وآخرت دارد . قرآن قاطع رحم را دور از رحمت خود معرفی می کند :

وَ الَّذِینَ یَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فىِ الْأَرْضِ  أُوْلَئكَ لهَُمُ اللَّعْنَةُ وَ لهَُمْ سُوءُ الدَّار

«وکسانی که پیمان خدا را پس از آن می شکند وآنچه را خدا به پیوستن آن امر کرده (صله رحم  ) قطع کنند ودر زمین فساد کنند وبرای ایشان لعنت است وبرای آنها بد فرجامی است » (رعد ،25) .

پیامبر اسلام(ص)  نیز می فرماید : «سریع ترین کارهای بد که کیفرش زود به انسان می رسد ،ستم کاری وقطع صله رحم است »(نهج الفصاحةحدیث 291) .با ازدواج دو نفر از طریق «نسبی » دو خانواده آنها، با یکدیگر فامیل می شوند ، که وظایفی نسبت به آنها نیز پیدا می کنند ، به عبارت دیگردامنه صله رحم آنها گسترش می یابد .لذا زن ومرد باید علاوه بر اقوام خود با خویشان همسرش در حدمعقول و معتدل ارتباط داشته باشند .

در این که زن ومرد باید با اقوام یکدیگر رفت وآمد داشته باشند اختلافی نداشته باشند ، مشکل از جایی شروع می شود که یکی از اقوام همسر ،رفتار عاقلانه ای با آنها ندارد ، با طعنه ها ودخالت ها ی بی جای آنها ،صدمات جدی به زندگی زناشویی آنها وارد می کنند  ، وحتی گاهی این اختلافات منجر به انهدام کانون خانواده می شود .

به نظر شما چگونه صله رحم کنیم که از بعضی صدمات ناشی از آن مصون باشیم ؟

جایگاه اقوام در زندگی زناشویی

اقوام دارای دو جایگاه مجزا می باشند ، وباید این دو را ازیکدیگر تفکیک نمود ،ودر مقابل هر کدام ،رفتار مناسب با آن بروز بدهیم .آن دو عبارتند از :1ـ جایگاه رحمی و نََسَبی /2ـ جایگاه مشاوره وتصمیم گیری

 

الف ـ  جایگاه رحمی ونَسَبی

همانگونه که گفته شد ، با وصلت دو نفر ، خانواده همسرش نیز از طریق نَسَبی به اقوام او افزوده می شود ومانند خویشان خودش وظایفی عهده دار می باشد و با آنها نیز صله رحم نماید ،البته نباید به گناه ومعصیت الهی مبتلا شویم ، چنانچه این خوف عقلانی وجود داشته باشد باید به گونه ای ارتباط داشت که از گناه مصون بمانیم به بیان شیوای پیامبر (ص) سطح ارتباط را در حد سلام تقلیل می دهیم :

قال النبی(ص) : صِلوا اَرحامَکُم وَلَو بالسَّلام ِ « با خویشان خود پیوند داشته باشید اگرچه تنها با سلام کردن باشد »(سفینةالبحار ج1،ص515).

، زنان ومردان مؤمن ما، حتماً  وظیفه مهم خود را نسبت به صله رحم رعایت خواهند نمود، مسئله اصلی زمانی است که یکی از این اقوام با زبان و رفتار خود موجب آزار دیگری شده و طرف مقابل برای توجیه رفتار فامیلش در برابر دیگری جبهه می گیرد و با یکدیگر به نزاع می پردازند ؛ ودر بعضی مواقع این جانبداری ودفاع از اقوام موجب از هم پاشیدگی کانون زندگی می شود !! وبه عبارت دیگر این گروه برای زوج های جوان مشکلاتی فراوانی ایجاد می کند . آیا در چنین حالتی ما می توانیم برای مصون ماندن از صدمات آن ترک صله رحم کنیم ؟ آیا به عنوان صله رحم باید از رفتار زشت اقوام خود دفاع نمود ؟

آنچه از آموزه های قرآن وعترت فهمیده می شود در هیچ شرایطی به ما مجوز قطع صله رحم نمی دهد ، البته همان طور که گفته شد می توانیم به طرز معقول ومناسب برقرار نماییم . ولی در هیچ شرایطی اجازه نداریم قطع رابطه کنیم .

گاهی زن و یا مرد به خاطررفتار وگفتار بد و زشت فامیل همسرش اورا سرزنش می کند و به او اعتراض می کند ،وهمین سبب دعوا وناراحتی در زندگی مشترک آنها  می شود .به دو سؤال زیر توجه کنید :

آیا انسان در مورد رفتار زشت خویشاوندان ،مسؤل است ؟

آیا به سادگی می توان رفتار زشت خویشاوندان را تغییر داد؟

با کمی اندیشیدن در می یابیم پاسخ پرسش های فوق ،منفی است . احتمال این که هر یک از این دو در بین خویشاوندان خود افراد بی ادب ونادان نیز داشته باشند وجود دارد که گاهی این افراد از خویشان نزدیک همسر انشان است . ولی نکته مهم آن است که تقصیر همسرمن درمورد رفتارنامناسب وابستگانش چیست ؟

اگر وقعاً اورا بی تقصیر می دانید پس چرا در مورد رفتار نامناسب خویشاوندانش او را سرزنش می کنید ؟

همسر شما چقدر توانایی واختیار دارد که رفتار خویشاوند خود را تغییر دهد ؟ روان شناسان بر این باورند که تغییر رفتار انسان ها به سادگی امکان پذیر نیست ،زیرا در شکل گیری شخصیت هر کس عوامل گوناگون دخیل بوده است که باید برای تغییر رفتار هر انسان آن عوامل را تغییر داد و یا کنترل کرد ،این کار ساده ای نیست .

آیا عاقلانه است که برای رفتار نامناسب خویشاوند همسرم رابطه عاطفی خودم را با او سست کنم ؟

از آن جا که ما ناچار به صله رحم اقوام یکدیگر هستیم ،واز طرف دیگر نیز باید رابطه عاطفی من وهمسرم روز به روز مستحکم تر شود رعایت اصل زیر لازم وضروری است ؛ یعنی زن ومرد باید برای حفظ رابطه عاطفی خود وبهره گیری از برکات دنیایی وآخرتی صله رحم ، باید خودشان را  موظف به انجام اصل زیر بدانند  :

زن وشوهر ،باید خویشاوندان همسرشان را همان گونه که هستند ، بپذیرند. اگر چه او فردی جاهل ،فاسق ویا بی ادب باشد ،وهرکدام در حد وسع خود وبا رعایت نکات اخلاقی ودینی ،ــــ فقط برای عشق وعلاقه به همسرخود ـــ به آنها احترام کامل بگذارد واز خطا هاوآزار آنها چشم پوشی کند .

یک بار دیگر اصل فوق را مرور کنید و در باره آن فکر کنید ،تصور کنید زن برای علاقه به شوهرخود، خویشاوند همسرش را احترام کند ، وبر عکس شوهربرای علاقه وعشق به زنش ،تمام خویشاوند همسرش را احترام کند .آیا علاقه وعشق این دو به یکدیگر مستحکم تر نمی شود ؟ آیا عشق وعلاقه به همسرم نمی ارزد که کمی صبوری کنم ورفتار نا مناسب خویشاوند همسرم را تحمل کنم ؟ آیا استحکام زندگی زناشویی خودمان مهم تر از عکس العمل در مقابل رفتار نامناسب خویشاوند همسرم ،نیست ؟

ب ـ جایگاه مشاوره وتصمیم گیری

خویشاوندان گاهی اوقات به خود حق می دهند که به قصد «آموزش زندگی » به همسران جوان در زندگی مشترک آنان دخالت کنند و گاهی به جای آنان تصمیم گیری کنند . چه بسا قصد و نیت آنان کاملاً انسانی ودلسوزانه باشد ولی زوج جوان معمولاً در مقابل این اقدام اطرافیان مقاومت می کنند ومایل هستند به طور مستقل تصمیم گیری کنند . گاهی اوقات تضاد خواسته های بزرگترهای بستگان و زوج جوان ارکان زندگانی را سست می کند واختلافات را دامن می زند . اگر به برخی مشکلات عاطفی وروانی این پدیده توجه کنیم به پیامد های منفی این نوع محاسبات بیشتر پی خواهیم برد .

سخنی با بزرگتر ها

ابتدا سخنی با بزرگان خانواده و مخصوصاً والدین زوج های جوان داشته باشیم .

هیچ تردیدی وجود ندارد که شما پدران ،مادران وسایر اطرافیان نزدیک زوج های جوان خواهان نیک بختی وآسایش این دو نفر که با امید و آرزوی فراوان پیوند زناشویی برقرار کرده اند ،هستید . یقیناًً شما دارای تجاربی در زندگی هستید که هر کدام یک راهنمای راه زندگی آنان است . ولی این موضوع بسیار مهم را نباید از یاد برد که اگر این خیر خواهی شما با عقل وتدبیر کافی و با در نظر گرفتن وضع زندگی زوج جوان نباشد، به زیان زوج جوان تبدیل خواهد شد . انتظار می رود که شما ضمن ارایه دیدگاه ها ومشورت های خود استقلال نظر و تصمیم گیری را از این دو نفر نگیرید . مناسبات خود را طوری تنظیم کنید که زوج جوان بتدریج رشد کنند و در جاده زندگی با کسب تجربه های گوناگون با آرامش و پویایی حرکت نمایند . بنابراین بهتر است شما نظرات خود را به عنوان پیشنهاد عرضه کنید واگر از شما کمک بیشتری طلب کردند ،یاری کنید . اگر بیش از این باشد مطمئناً موجب مشکلات بی شماری در زندگی خواهد شد .

مهارت های زندگی مشترک آموختنی هستند ولی این یادگیری در طول زندگی وبا اراده واختیار  دو نفر باید پذیرد .

سخنی با زوج های جوان  

شما زو ج های جوان باید این واقیعت را بپذیرید که هنوز از رموز زندگی وآسیب ها وتهدید های زندگی مشترک آگاهی کافی ندارید . هرچند این اطلاع بر اساس سن ، تحصیلات ،نوع خانواده وتجارب پیشین وضع متفاوتی در زوج های جوان خواهد داشت ولی در هر حال در آغاز تشکیل زندگی مشترک و راه جدید قرار گرفته اید . از سوی دیگر در کنار شما ،انسان هایی وجود دارند که بامشاهده و رویارویی با رویدادهای گوناگون زندگی تجاربی اندوخته اند که برخی از آنها را در هیچ کتابی نمی توان  یافت . پدر ، مادر واطرافیان نزدیک تجربه های بسیار زیادی را در محیط شما آماده کرده اند . این عاقلانه نیست که برخورد حذفی با این موضوع داشته باشیم ،زیرا ما به جای آن که برخی کارها را از طریق آزمایش وخطا بیاموزیم ومجبوربه پرداختن هزینه های سنگین آن باشیم ،شایسته است از آنانی که قبل از ما این راه راپیموده اند بهره بگیریم . بهتراست پیشنهاد و نظرات آنها را گوش دهیم و از قسمت های مفید آن برای بهسازی زندگی خود استفاده کنیم . ضمناً می توانید استقلال عمل و رأی خود را حفظ کنید و در مجموع پیشنهاد ها ونظرات اندیشه کنید و تصمیم بگیرید . به عبارت دیگر می توانید بدون ایجاد تضاد و تقابل وبدون رنجیده خاطر ساختن اطرافیان نقش یک « شنونده مستقل »را ایفا نمایید تا هم از آثار منفی دخالت ها در امان بمانید وهم از آثار مثبت دیدگاه ها محروم نشوید . البته این شیوه رفتار در ارتباط با اطرافیان زمانی مؤثر ومفید خواهد بود که شما زوج جوان نظر وعمل هماهنگ داشته باشید . از احساسات بپرهیزید .در اینجا یاد آوری این نکته مهم ضروری است که عمل به پیام به آیه :

«اَلرّجالُ قَوامونَ عَلی النِساءِ»« مردان سرپرستی برزنان دارند » (نساء ،34)

در این هماهنگی به زوج جوان یاری می رساند . اگر مرد به مسؤلیت سنگین سنگربانی خود در خانواده عمل کند و زن این نقش مرد خود را بپذیرد ،خیلی از امور به آسانی سامان پیدا می کند

همسر

بنابراین شما زوج های جوان می توانید با حفظ استقلال واختیار خود از تجارب غنی بزرگترها در مدیریت زندگی خود استفاده کنید . رعایت احترام وادب در مقابل آنان به خیر وصلاح شما در زندگی ،کمک خواهد کرد .

نکته مهم دیگری که باید در نظر داشت آن است که پذیرش یا عدم پذیرش نظرات اطرافیان و « نه گفتن » در مقابل آنان باید خالصانه ومحترمانه باشد .نفس اماره همیشه در کمین ماست . هر گاه در برابر یک پیشنهاد قرار گرفتیم به دور از هوای نفس آن را بررسی کنیم واگر به سود زندگی ما بود بپذیریم وسپاسگزاری کنیم واگر نبود آن را نپذیریم ولی نپذیرفتن ما به تیره شدن روابط نیز منجر نشود . هر قدر آگاهی وایمان ما به دین اسلام بیشتر باشد مناسبات ما با اطرافیان به نحو مطلوب تنظیم می شود .یک انسان دیندار ویک خانواده معنوی قبل از اقدام نیت های خود ،به آموزه های دینی مراجعه می کند . اگر موافق آن باشد عمل می کند واگر موافق نباشد عمل نمی نماید . بنابراین بین اعتقادات دینی زن وشوهر با وضع زندگی آنان ارتباط مستقیم وجود دارد . اگر بهره گیری از تجربیات بزرگتر های خویشاوندان با باور وایمان دینی همراه باشد ،سیمای زندگی مشترک عوض می شود وبنای خانواده استحکام پیدا می کند .

 

تبیان - عباس خراسانی ( مدرس دانشگاه علامه)

تنظیم :داوودی

در این باره می توانید کتاب «پیوند با خویشان» را در کتابخانه ی تبیان مطالعه نمائید.

مشاوران تبیان آماده ی  پاسخگویی به سوالات شما در باره ی چگونگی حل مشکلات در ارتباط با خانواده ی همسرتان هستند.

در صورت تمایل می توانید سخنانی را در باب صله رحم در گنجینه صوتی تبیان گوش کنید که به شما کمک خواهد کرد تا با ارزش ارتباط با خویشان  از لحاظ دینی آشنا شوید و در مواقع لزوم در مقابل برخی رفتارهای ناپسند آنان صبر کنید.

مقالات مرتبط :

نقش استراتژیک مادر شوهر در زندگی

معاشرت با خانواده‌ی همسر

انتقاد از مادر شوهر ممنوع

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 10:59  توسط محمدآبادی  | 

فراموشی را به یاد بسپارید

فراموشی را به یاد بسپارید 

فراموشی را به یاد بسپارید


واژه فراموشی برای همه ما واژه آشنایی است. شاید برای همه شما پیش آمده باشد که گاهی در جلسه امتحان، از‌ آنچه خوانده‌اید ، چیزی به خاطر نیاورده‌اید، نشانی دوستی را فراموش کرده‌اید، شماره تلفنی را به یاد نیاورده‌اید یا نام فرد آشنایی را که بارها او را دیده‌اید، یادتان رفته و خطرناک‌تر از همه، روز تولد همسرتان را فراموش کرده‌اید!

فراموشی‌های مربوط به مسائل جزئی زندگی روزمره هر از چند برای تمام افراد اتفاق می‌افتد و جای هیچ‌گونه نگرانی ندارد، اما در برخی افراد شدت فراموشی یا موضوعات مربوط به فراموشی طوری است که نمی‌توان آن را حالتی طبیعی تلقی کرد.


* افراد افسرده و افراد مضطرب معمولا با درجات شدیدتری از فراموشی مواجه هستند و اغلب بیش از دیگران در مسائل روزمره زندگی دچار فراموشی می‌شوند. فراموشی به علل مختلفی ممکن است اتفاق بیافتد. اکثر فراموشی‌های عادی روزمره مربوط به مراحل حافظه می‌باشند. وجود مشکل در هر یک از مراحل ، یادآوری اطلاعات را با مشکل مواجه خواهد ساخت.

مراحل حافظه رمز گردانی ، اندوزش و بازیابی را شامل می‌شود و می دانیم که در مرحله رمز گردانی سپردن اطلاعات به حافظه اتفاق می‌افتد. در مرحله اندوزش نگهداری اطلاعات در حافظه و در مرحله بازیابی فراخوانی اطلاعات از حافظه. خطای حافظه در هر یک از این مراحل مشکل فراموشی را به بار خواهد آورد.

 ممکن است کمبود توجه در حین سپردن اطلاعات به حافظه عامل این خطا باشد. به عبارتی تنها مطالبی که مورد توجه ما قرار می‌گیرد، به حافظه سپرده می‌شود. در غیر این صورت حافظه ما در هر لحظه در مقابل سیلی از اطلاعات قرار می‌گرفت که چندان ضرورتی هم برای ما نداشتند.

 

گاهی موضوعی را به یاد نمی‌آوریم چون در زمان دیدن یا شنیدن آن توجه و تمرکز لازم را نداشته‌ایم. برای نمونه، هنگامی که به شدت نگران بیماری عزیزی بوده‌ایم، همکارمان راجع به یک موضوع مطالب جالبی را گفته است که بعدها آن مطلب را به یاد نمی‌آوریم. بهتر است این حالت را حواس‌پرستی بنامیم.

 

گاهی موضوعی را به یاد نمی‌آوریم چون در زمان دیدن یا شنیدن آن توجه و تمرکز لازم را نداشته‌ایم. برای نمونه، هنگامی که به شدت نگران بیماری عزیزی بوده‌ایم، همکارمان راجع به یک موضوع مطالب جالبی را گفته است که بعدها آن مطلب را به یاد نمی‌آوریم. بهتر است این حالت را حواس‌پرستی بنامیم.

* زمانی که خطا در مرحله اندوزش اتفاق می‌افتد، به این معنی است که اطلاعات به شیوه درست و کاملی ذخیره نشده‌اند و یا در جای مناسب خود قرار نگرفته‌اند. یکی از عواملی که اندوزش اطلاعات را میسر می‌سازد، مرور ذهنی است. مرور ذهنی به نیرومند شدن اطلاعات در حافظه کمک می‌کند و دوام آنها را در حافظه طولانی‌تر می‌سازد. بنابراین بدون مرور ذهنی اطلاعات از حافظه محو شده و دسترسی به آنها ناممکن می‌گردد.

عامل دیگر که در مرحله اندوزش اتفاق می‌افتد و فراموشی را سبب می‌شود، جانشینی است، گنجایش حافظه کوتاه مدت معمولا محدود است و برای استفاده حداکثر از آن شگردهایی مورد استفاده قرار می‌گیرد، مثل روش تقطیع"یعنی تبدیل اطلاعات به بخش های کمتر". در هر زمانی که اطلاعاتی که قصد اندوزش آنها را داریم، فراتر از گنجایش حافظه باشد، ذخیره نخواهد شد یا ناچارا اطلاعات قبلی را از بین خواهد برد.

 

* در مرحله بازیابی نیز عواملی مثل تداخل و عوامل هیجانی ، یادآوری اطلاعات را با مشکل مواجه می‌سازند. زمانی که

فراموشی را به یاد بسپارید

در حافظه ما اطلاعات مختلفی با نشانه مشترکی ذخیره شده باشند، به هنگام استفاده از آن نشانه برای بازیابی یکی از اطلاعات اطلاعات دیگر به ذهن خواهند آمد و مزاحم بازیابی اطلاعات مورد نظر خواهند شد. برای مثال اگر شماره تلفن جدید دوست خود را یاد بگیرید، بعد از مدتی یادآوری شماره تلفن قبلی او برایتان مشکل خواهد بود. به این علت که نام دوست شما نشانه‌ای است که برای شماره تلفن فعلی او و شماره تلفن قبلی او نشانه مشترکی است و یادآوری یکی از آنها با این نشانه با مشکل همراه خواهد بود.

 

با این مقدمه، دیگر معلوم است که در گفتگو با دکتر فربد فدایی، مدیرگروه روانپزشکی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، می‌خواهیم از فراموشی و علل و راه‌حلش حرف بزنیم. با ما همراه شوید...

 

سلامت : آقای دکتر! فراموشی بیماری است؟

  • **خوشبختانه اکثر مواردی که به‌عنوان فراموشی مطرح است، جنبه بهنجار دارد و در افراد طبیعی دیده می‌شود. برای نمونه، مواردی که در مقدمه بحث ذکر کردید، عموما طبیعی است؛ البته به شرط آنکه جنبه همیشگی نداشته باشد اما مواردی نیز وجود دارد که حکایت از یک بیماری عمده می‌کند. بیماری آلزایمر از آن جمله است. به هر حال فراموشی یک نشانه است که باید به دنبال علت زیربنایی آن رفت و این موضوع درباره فراموشی‌های عادی زندگی هم صدق می‌کند.  افراد افسرده و افراد مضطرب معمولا با درجات شدیدتری از فراموشی مواجه هستند و اغلب بیش از دیگران در مسائل روزمره زندگی دچار فراموشی می‌شوند.

سلامت : به نظرم خیلی بدیهی است که ما بعضی چیزها را بدون هیچ علتی به یاد نیاوریم.

**خیر، موضوع به این سادگی‌ها نیست. مردی که از ازدواج خودش ناراضی است، با همه کوششی که به خرج می‌دهد که تاریخ ازدواج خود را به یاد داشته باشد. این موضوع تحت عنوان واپس‌زنی در مبحث سازوکارهای دفاعی روانی قابل ذکر است. این امر ناشی از تمایل ناخودآگاه فرد برای فراموش کردن موضوعی است که در واقع نمی‌خواهد انجام دهد.

 

سلامت : بعضی وقت‌ها دانش‌آموز به معلم می‌گوید پاسخ سوال سرزبانم است اما نمی‌توانم بگویم! آیا این موضوع توجیهی دارد؟

**این موضوع توجیه علمی دارد. در واقع دانش‌آموز مطلب را می‌داند اما به علت اضطراب، نوعی مهار در کارکرد مراکز تکلمی ایجاد می‌شود، به نحوی که نمی‌تواند معلومات خود را به صورت کلامی ابراز کند. در این موارد معلم می‌تواند با رفع اضطراب و تنش در دانش‌آموز به او کمک کند تا جواب بدهد.

 

سلامت : از فراموشی‌های طبیعی، دیگر چه نمونه‌هایی وجود دارد؟

**گاهی موضوعی را به یاد نمی‌آوریم چون در زمان دیدن یا شنیدن آن توجه و تمرکز لازم را نداشته‌ایم. برای نمونه، هنگامی که به شدت نگران بیماری عزیزی بوده‌ایم، همکارمان راجع به یک موضوع مطالب جالبی را گفته است که بعدها آن مطلب را به یاد نمی‌آوریم. بهتر است این حالت را حواس‌پرستی بنامیم.

 

سلامت : آیا می‌توانیم بگوییم فراموشی‌های عادی ناشی از کم‌کاری دستگاه‌های عصبی است؟

**در مورد حواس‌پرتی‌ها این موضوع صحیح است اما درباره فراموشی‌هایی با زمینه ناخودآگاه عکس این مطلب صدق می‌کند، به این نحو که برخی فراموشی‌ها جنبه فعال دارد یعنی دستگاه عصبی انرژی صرف می‌کند تا موضوعی که جنبه ناخوشایند دارد به ذهن فرد نرسد تا او از اضطراب مصون بماند. این امر ناشی از تمایل ناخودآگاه فرد برای فراموش کردن موضوعی است که در واقع نمی‌خواهد انجام دهد. برای نمونه، فراموش کردن تاریخ امتحانی که برای آن آمادگی ندارید. در این‌گونه فراموشی‌ها سلول‌های عصبی سالم هستند و ضایعه عضوی وجود ندارد. 

در برخی از شدیدترین نا به سامانی‌های روانی نیزما با فراموشی‌هایی رو به رو می‌شویم که در آنها گر چه بافت مغز سالم است اما آسیب‌‌شناسی روانی عمیق سبب نشانه‌های چشم‌گیری می‌شود که بر کل زندگی فرد تاثیر می‌گذارد. فردی که در اثر فشارهای روانی شدید ناشی از مسایل اجتماعی (مانند ورشکستگی) یا روابط بین فردی (مانند اختلاف شدید و طولانی با همسر) دچار وضعیت به ظاهر لاینحلی شده است، امکان دارد به ناگهان هویت خود را از یاد ببرد و ...

برای به یاد سپاری بهتر مطالب راهکارهای زیر را مد نظر داشته باشید .

 

بخش به بخش حفظ کردن:

 یعنی مطالب به چند بخش تقسیم شده و بخشها به نوبت آموخته می شود. بطور مثال دانش آموزی می خواهد علایم اختصاری عناصر شیمیایی را حفظ کند این عناصر را به چند بخش تقسیم می کند و به حفظ کردن هر یک از آن بخشها می پردازد.

 

تمرین پراکنده یا مطالعه با فاصله

در این روش یادگیرنده به جای اینکه سعی کند تا یکباره و در یک نوبت مقدار زیادی اطلاعات را حفظ کند، وقت خود را تقسیم کرده و چندین بار آنها را مرور می نمایند.

 

معنی دار کردن مطالب:

منظور از درک یا فهم یک مطلب یعنی معنی دار کردن مطالب است که در این رابطه، شباهتها  و دیگر روابط بین آن مطلب و مطالب قبلا آموخته شده را شناسایی می کنیم که مثلاً تاریخ یک رویداد را در درس تاریخ می توان اگر مصادف با تولد ما در آن روز بود بهتر یاد گرفت.

 

ساخت سلسله مراتبی مطالب یادگیری:

عناصر یا مطالب یادگیری را می توان بصورت یک سلسله مراتب از ساده به دشوار مرتب کرد به نحوی که یادگیری هر عنصر یا تکلیف به یادگیری تکالیف دیگر مربوط باشد. از این طریق می توان به مطالب مختلف معنی بخشید و با یادگیری هر مطلب در این سلسله مراتب یادگیری مطالب بعدی وابسته به آن به راحتی امکان پذیر ساخت.

 

سازمان دادن به مطالب:

یکی دیگر از روشهای معنی دار کردن مطالب سازمان دادن به آنهاست زیرا برای بازیابی بعدی، آن اطلاعات از حافظه ضروری است و فراموشی کمتر است. ما از طریق سازمان دادن به مطالب روابط و پیوندهای بین اجزا ی مختلف اطلاعات را برقرار می نماییم و آن گاه به جای آموختن جزء جزء اطلاعات کل آن را در ارتباط با یکدیگر می آموزیم.

 

فراوری: کهتری

بخش خانواده ایرانی

منابع:

دکتر مجید سلطانی - هفته نامه سلامت

لایتنر

مجتمع آموزشی نمونه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 10:36  توسط محمدآبادی  | 

عشق


love is wide ocean that joins two shores
عشق اقیانوس وسیعی است که دو ساحل رابه یکدیگر پیوند میدهد



life whithout love is none sense and goodness without love is impossible
زندگی بدون عشق بی معنی است و خوبی بدون عشق غیر ممکن



love is something silent , but it can be louder than anything when it talks
عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر خواهد بود



love is when you find yourself spending every wish on him
عشق آن است که همه خواسته ها را برای او آرزو کنی



love is flower that is made to bloom by two gardeners
عشق گلی است که دو باغبان آن را می پرورانند



love is like a flower which blossoms whit trust
عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید


love is afraid of losing you

عشق یعنی ترس از دست دادن تو



no matter what the question is love is the answer
پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد



when you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough
وقتی هیچ چیز جز عشق نداشته باشید آن وقت خواهید فهمید که عشق برای همه چیز کافیست



love is the one thing that still stands when all else has fallen
زمانی که همه چیز افتاده است عشق آن چیزی است که بر پا می ماند



love is like the air we breathe it may not always be seen, but it is always felt and used and we will die without it
عشق مثل هوایی است که استشمام می کنیم آن را نمی بینیم اما همیشه احساس و مصرفش می کنیم و بدون ان خواهیم مرد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 9:17  توسط محمدآبادی  | 

فقر از دیدگاه دکتر شریعتی

فقر از دیدگاه دکتر شریعتی



 

فقر از دیدگاه دکتر شریعتی




فقر
میخواهم بگویم ……
فقر همه جا سر میکشد …….
فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست ……فقر ، چیزی را ” نداشتن ” است ، ولی ، آن چیز پول نیست ….. طلا و غذا نیست…….
فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند ……
فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد میکند ……
فقر ، کتیبهء سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند …..
فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود …..
فقر ، همه جا سر میکشد …….
فقر ، شب را ” بی غذا ” سر کردن نیست ..
فقر ، روز را ” بی اندیشه” سر کردن است



__________ Information from ESET NOD32 Antivirus, version of virus signature database 5558 (20101023) __________

The message was checked by ESET NOD32 Antivirus.

http://www.eset.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت 10:48  توسط محمدآبادی  | 

سالگرد ازدواج

 سالگرد ازدواج

عزیزم بهترین انتخاب عمرم همراه شدن با تو در مسیر زندگی است

هر چیز خوبی در دنیا فقط یکیست ۱شاخه گل به مناسبت اولین سالگرد

ازدواجمان تقدیمت میکنم ٫۱۵آذر یاد آور  بهترین انتخاب زندگی ام را فراموش نمیکنم

.

.

.

با آمدن تو بهترین و زیبا ترین لحظات وارد کلبه خوشبختیمان شد

تو را از خدایی خواستم که به رحمت بی کرانش ایمان دارم پس برایم بمان

و بدان که تا بی نهایت عاشقانه دوستت دارم سالگرد ازدواجمان را به تو تبریک میگویم

.

.

.

 

مهربان ترینم وقتی تو با منی ٬ سرود و شادی با من است

در ضمیرم نقش تو را بر قلبم حکاکی کردم و هر لحظه دلم به یاد تو میتپد

در قلب من آفتاب تابان باش    ۱۵ آذر

 ماه سالروز ازدواجمان را عاشقانه تبریک میگویم

.

.

.

خوب است و قشنگ این که دلگیر شویم / در دام دل شکسته زنجیر شویم

ای عشق همیشه از خدا میخواهم / کنار من باشی و پا به پای هم پیر شویم

همسر عزیزم سالروز عهد و پیمان جاویدانمان مبارک . . .

.

.

.

عشق مقدس ترین بهانه برای زندگی است با سبدی پر از گلهای یاس به سویت

میآیم و با عشق سالگرد ازدواجمان را به تو همسرم تبریک میگویم . . .

.

.

.

حقارت واژه ها را وقتی دیدم که نتونستن مهربونیت رو توصیف کنند

به اندازه تمام خوبی های دنیا دوستت دارم .

.

.

.

دنبال کوچکترین فرصت بودم تا بزرگترین تبریک را نثارت کنم

در ۱۳۸۹/۰۲/۲۹ این بهترین بهانه است تا بگویم :

بهترینم به ماندگاری ستاره های آسمان  همیشه دوستت دارم تا بدانی زندگی را

در کنار تو میستایم ٫ و تا ابد در کنارت میمانم . . .

.

.

.

.

 

بهترین آهنگ زندگی من تپش قلب توست

و قشنگ ترین روزم روز شکفتنت.

سالگرد ازدواجمون مبارک

 

 

تبریک دست خالی مرا با سخاوت بی حدت بپذیر...

 سالگرد ازدواجمون مبارک...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 11:11  توسط محمدآبادی  | 

ادبيات و ادبيات کودکان

 
ادبيات و ادبيات کودکان
محمد فاضل شریفی (پژوهشگر و تاریخ نگار ادبیات کودکان افغانستان)

ادبیات:
ادبیات به مثابه یکی از والاترین و در عین حال پردامنه ترین دانش های بشری، از اوانی که انسان ها پا به عرصه هستی گذاشته اند مورد توجه و تتبع آن ها بوده و توانسته است بار عظیم اندیشندگی را به دوش کشیده و وسیله ای برای ثبت و ضبط حالت ها و وضعیت های گوناگون آنها در روند حیات باشد.

به سبــب اهمیت و ارزش به سزایی که این دانش برتر داشته است، انسان ها همواره بر آن بوده اند تا برای شناسایی و درک هرچه بیشتر ماهیت و اهمیت آن به تفکر و تعمق پرداخته و تعریف جامع و مانعی از آن به دست بدهند. واژه ادبیات در فرهنگ ها و لغت نامه ها جمع ادبیه و منسوب به ادب خوانده شده و عبارت از دانش هایی است که متعلق به ادب می باشد یا علوم و آثار ادبی را شامل می شود.(۱)
این کلمه در برابر واژه ی یونانی «لیتررا» به معنای تمام آثار ادبی یک ملت، یک کشور و یا یک دوره است که در آن شاخه هایی مانند: ادبیات شفاهی و مکتوب، مختصات ادبی، داستان ها، سرودها و روایات مرتبط با رسوم و آداب مردمان و بالاخره ادبیات تطبیقی با همه شاخه ها و ریشه های خود شامل می باشد.(۲ )
از نقطه نظر زیبایی شناسی، ادبیات هنر بیان نیات به وسیله زبان یا کلمات خوانده شده است (۳) که تمام ذخایر و مواریث فکری و ذوقی اقوام و ملت ها را شامل می شود که از رفته گان به جامانده و باز آمدگان همواره بر آن چیزی خواهند افزود. (۴) تا اینکه برای همیشه باعث استفاده و وسیله یی برای التذاذ و تمتع جهانیان باشد.
 ازاین جهت که ادبیات دارای زبان و اهداف متفاوت بوده و زبانِ ادبیات که وسیله انتقال افکار و احساسات مردم به همدیگر می باشد، به شکل های متفاوت و برای تامین ارتباط بین افراد با اختلاف های فردی گوناگون به کار می رود؛ تعریف واحد آن نیز به آسانی امکان پذیر نیست. ژان پل سارتر، آن را مجموعه یی از تظاهرات هنری ملت ها و اقوام نامیده که در قالب کلام هستی می یابد.(۵)
به باور دیگر: ادبیات یک اثر هنری خلاق خوانده شده است؛ اثری که هنرمندی آن را می پردازد و تنها یک فرضیه، یک تصور و یا یک نظام فکری خاص نیست، برای اینکه فرضیه ها، انگارها، تصورات و نظام های فکری خاص به ساحت آن ره یافته و آن را شکل می بخشند.
ادبیات را اهم ترین پایه هنر باید شمرد، زیرا سایر رشته های هنری همه تحت تاثیر آن قرار می گیرند و«ادبیات گاه با تاریخ هم می آمیزد، ولی از تمدن جدایی پذیر نیست و تاثیر تمدن و فرهنگ در آثار ادبی هر قومی به وضوح مشاهده می شود.»(۶)
آقای محمد رابع حسنی ندوی، یکی از متفکرین اسلامی، در اثر خویش «ادبیات از نظر اسلام» آورده است، ادبیات زندگی را به نمایش می گذارد و آن را به تصویر می کشد و برای خواننده و شنونده اش تصاویری را عرضه می کند که جلوه های رنگارنگ در آن بازتاب یافته است، در ادبیات زیبایی های جهان هستی و حیات و اشکال متنوع آن ظاهر می شود. تا جایی که اگر نگاه مستقیم به زندگی برای مان مساعد نگردد، می شود آن را در آیینه ادب، با وضاحت تمام به نظاره گرفت.(۷)
چنانکه می دانیم «انسان از طریق ادبیات به مهمترین پدیده های حیات و درک زیبایی های آنها دست می یابد. هر چند پدیده های واقعی و عمق آن ها را به صورت مستقیم هم می توان درک کرد، اما فهم و ادراک آن ها از طریق ادب بسیار زیباترو قویتر از ادراک و دریافت مستقیم آن و از طریقِ غیر از ادبیات است.
«آنجا که پدیده های واقعی و اعمال و رفتارها از نظرغایب می شوند، ادبیات جایگزین آنها می گردد. گستره ادب به گستردگی تمام حیات و ابعاد گوناگون آن وسعت و پهنا دارد.»(۸)
ادبیات به سبب رسالت بزرگی که در زندگی بشر دارد، اهداف و مقاصدش نیز باید بزرگ و برین باشد، زیرا «یکی از مقاصد ادبیات خود شناختن است. انسان می خواهد خود را بشناسد و وجود خود را توجیه کند، انسان اندیشمند در این تأملات در می یابد که در سرنوشت جسمانی از نظر نیاز به خورد و خواب و شهوت شبیه حیوان است و جنگ و خونریزی، دزدی، حرص و درنده خویی از همین عنصر خاکی او ناشی می شود. او در جستجوی انسانیت به عنصر معنوی اندیشه که منشأ آگاهی و تمییز است می رسد و نیروی اندیشه را در دو مسیر به کار می گیرد، یکی برای رفع نیازمندی های مادی و دیگری برای تعالی و حیثیت بخشیدن به روحش و به همین هدف دست نیاز به سوی ادبیات دراز می کند و از آن کمک می طلبد.»(۹) بنا بر آن ادبیات به عنوانِ اثر مصنوع  و هدفمند به دنبال دو هدف عمدة ذیل می باشد: نخست بر آورده ساختن نیازهای انسان به تفکر و ژرف نگری و دوم زمانی که یک اثر هنری ضرورت انسان را برای ابراز احساسات و عواطف او از دنیای بیرون رفع نمود باید برای آیندگان نیز منشأ و سرچشمه ای برای خلاقیت های بعدی باشد.
با نگرش گذرای فوق در مورد مسؤولیت ها و اهداف ادبیات چنین نتیجه می شود گرفت که ادبیات در کلیت امر و بدون رویکرد به سن، جنس، رنگ، نژاد، زبان و سایر تفاوت ها؛ صرف برای تعالی روح آدم ها به میان آمده است تا هرکدام مطابق برداشت و استعداد و ذوق خویش از آن استفاده نمایند وبه همین سبب است که بشریت در هر دوره ای از حیات به آن نیاز دارد.
ب- ادبیات کودک:
 صرف نظر از تقسیماتی که برای ادبیات از نظر محتوا و سایر ابعاد آن قایل شده اند، ادبیات را از لحاظ ماهیت ساختمانی آن، در هیأت دوگانه ی ادبیات بزرگسالان و ادبیات کودکان مشاهده می نماییم، که در این بخش مکث کوتاهی درباره تعاریف، ویژگی ها و برخی دیگر از مختصات ادبیات کودک خواهیم داشت تا نقاط تشابه و تقابل آن را با ادبیات بزرگسالان دریابیم.
قبل از تعریف ادبیات کودک مهم است تا به طرح این پرسش پرداخت که دوران کودکی یعنی چی؟ زیرا ادبیات کودک با پیدایش دوران کودکی و مفهوم کودکی شکل می گیرد.
این نکته را نباید از یاد برد که مفهوم بیولوژیکی و اجتماعی کودکی دو موضوع جدا ازهم می باشند، دوران بیولوژیکی کودکی و مفهوم آن همزمان با و همزاد با خلقت بشر بوده و قسمتی از دوران رشد جسمانی هر فردی از بشریت است، اما مفهوم اجتماعی کودک محصول جامعه ی رشد یافته ی امروزی می باشد. به گونه یی که برخی از پژوهشگران این عرصه در یافته اند: «کودکی یک مفهوم جدید است و نباید آن را با مفهوم بیولوژیکی این کلمه اشتباه کرد ... از گذشته ها و حتا تا یکی دو قرن اخیر، همین که کودک می توانست دامن مادر را رها کند دیگر کودک به شمار نمــــــی آمد( رواج داشتن همین تعبیر در جامعه ی ما باعث شده است تا اینگونه پندارهایی نیز شکل بگیرد:
طفلی و دامان مادر خوش بهشتی بوده است
تا به پای خود روان گشتیم، سرگردان شدیم)
... در اروپا تاهمین دو سده ی پسین در سن و سالی که اطفال تازه به مکتب می روند از کودکان انتظار می رفت تا به جرگه بزرگسالان بپیوندند و همچون بزرگسالان عمل کنند. (متأسفانه در کشور ما تا حالا نیز همین تصور بر اذهان بزرگان حاکم است و در خانواده هایی که مشکل اقتصادی دارند کودک به عنوان نان آور خانواده تلقی شده و بدون اینکه از کوچکترین حقوق کودکی خویش آگاهی داشته یا استفاده نماید از بام تا شام مجبور است تا همانند بزرگسالان عرق ریخته و برای زنده ماندن تلاش نماید.)
در اروپا، در جامعه صنعتی بود که دوران و مفهوم کودکی پدید آمد و به کودکان امکان داد تا سال های طولانی تری را فارغ از کار و مسؤولیت های اجتماعی به سر برند و این امر برای آنها دوران کودکی را پدید آورد.»(۱۰)
پس از اینکه دنیایی به نام دنیای کودکی شناخته شد، ادبیات کودک به مفهوم امروزی شکل گرفت – البته یادکرد این مهم نیز ضروری است که لالایی های مادرانه و برخی دیگر از سرودهای فلکلوریک شفاهی که از هزاران سال و شاید اندکی بعد از خلقت بشر شکل گرفته اند و طی آن ها بیشتر آرزوها و امیال مادران از کودکان شان مطرح شده است و امروز بخشی از ادبیات کودک خوانده می شوند جدا از ادبیات رسمی کودک و پیدا شدن مسأله اجتماعی کودک اند.
آنچه درباره ی تعریف ادبیات کودک می توان نگاشت این است که در تعریف کلی، ادبیات کودک از ادبیات بزرگسالان تفاوتی ندارد، بدین معنا که از نگاه کیفیت نباید ادبیات کودک نسبت به ادبیات بزرگسالان سطح نازلتری داشته باشد؛ بلکه به این جهت که این ادبیات برای کسانی آفریده می شود که تجارب آنها محدود بوده تهداب زندگانی شان شکل می گیرد، باید عالیتر و سازنده تر باشد.(۱۱)
یکی از پویندگان این عرصه باور دارد:«ادبیات کودک به مجموعه یی از آثار و نوشته هایی باید گفت، که به وسـیله نویسندگان و متخصصـین برای مطالعه آزاد کودکان تهیه می شود و در همه آنها ذوق و سطح رشد و نضج کودکان مورد توجه است.»(۱۲)
 با وارد شدن به دنیای کودک می بینیم که این دنیای ساده و صمیمی به مواد و مصالحی نیاز دارد که نیروی تخیل آنها را رشد دهد و آن ها این مواد مورد ضرورت را از داستان ها، سروده ها، قصه ها، نقاشی ها و سایر آفریده های هنری به دست می آورند و در مطابقت با توانِ احساس و ذهن خویش به انباشتن آن در بیشه های اندیشه خویش همت می گمارند.
کودک هنگامی که خواندن و نوشتن را فرا گرفت و توانست از آفریده های ادبی که برای او پدید آمده اند استفاده نماید، این انتظار را دارد که آثار ادبی یاد شده برای او روزنه های دنیایی پر از اعجاز و هیجان را بگشاید، جهانی را بیافریند که نیرو و تخیل کودک را نیرومند سازد.(۱۳)
پرسش مهمی که در روند تعریف یابی برای ادبیات کودک درخور ارزش می باشد، این است که این ادبیات را باید ادبیات کودک خواند و یا ادبیات برای کودک؟
دکتر رازق رویین یکتن از نظریه پردازان معاصرِ کشور در زمینه ی ادبیات کودک، ضمن دسته بندی این دو نوع ادبیات؛ نگاشته است: «ادبیات برای کودکان ادبیاتی است که توسط بزرگان برای کودکان آفریده می شود و ادبیات توسط کودک، ادبیاتی است که توسط خود کودک ایجاد می گردد.» (۱۴)
به پندار موصوف، مهمترین بازتاب نوعِ دومی بخشی از ادبیات شفاهی و عامیانه کودکان است که در جریان بازی های کودکان به وسیله خود آن ها ابداع می شود، مانند برخی از بازی های منظوم، پاره یی از ترانه ها و نمایشنامه های دسته جمعی (۱۵)؛ اما یاد کرد این مسأله را نباید از یاد برد که ادبیات آفریده شده ذریعه کودکان بنا بر محدودیت های ذهنی و تجربی و زبانی یی که کودک در همان مقطع از حیات خود دارد نهایت محدود بوده و از جانبی هم دخالت بزرگان در زبان کودکان شک و گمان رادر مورد واقعی بودن آفرینش آثار محدود یاد شده توسط کودک  ایجاد می نماید. به همین علت است که باید هردو بخش را ذیل عنوان ادبیات کودک مطالعه نمود و این تعریف را نیز پذیرفت که «ادبیات کودک مجموعه یی از آفریده های نوشته ناشده (عامیانه و شفاهی ) ونوشته شده (تحریری و مکتوب) است که وابسته به کودکان می باشد.»(۱۶)
پس از مرور نکات و تعاریف یاد شده در مورد ادبیات کودک، بایسته است تا برای روشن شدن هر چه بیشتر موضوع، اهمیت توجه به این ادبیات، اصول، اهداف و ویژ گی های آن را نیز به گونه مختصر به کاوش بگیریم:
الف- اهمیت توجه به ادبیات کودک:
اهمیت دادن به ادبیات کودک، اهمیت دادن و ارزش بخشیدن به یک آینده روشن برای بشریت است؛ زیرا ادبیات کودک زیر بنای تحولات ذهنی، فکری، اجتماعی و علمی آینده سازانِ جامعه می باشد. به همین سبب توجه به ادبیات کودک از جهات زیر درخور اهمیت است:
۱- پدید آوردن میل و نیروی کنجکاوی در کودکان برای اندوختن تجارب و معلومات نوین در مورد موضوعات گوناگون؛
۲- کمک به آموزش و یاد گیری زبان؛
۳- تقویت و وسعت یافتن نیروی تعبیر و بیان در خواندن و نوشتن؛
۴- تقویت، تربیت و رهبری قدرت اندیشه توسط خواندن و بیان نمودن قصه ها و داستان های گوناگون؛
۵- آشنا ساختن غیر مستقیم کودک به دنیا و محل زنده گی اش؛
۶- تقویت و انکشاف تمایلات کودکان؛
۷- راهنمایی اخلاق کودک بدون کدام اجبار و یا اینکه ضرورت به تشویق و یا تنبیه داشته باشیم؛
۸- تقویت و انکشاف علاقه او به زندگی اجتماعی و همکاری صادقانه و صمیمانه با دیگران؛
۹- ایجاد اعتماد به نفس و استقلال بخشیدن به شخصیت او؛
۱۰- برآورده ساختن برخی از ضرورت های ذهنی و عاطفی؛
۱۱- سوق دادن عادت او به کتابخوانی در دوران کودکی؛(۱۷)
ب- اصول ادبیات کودک:
بنا به تعبیری، ادبیات خود بر دو اصل بنا نهاده شده است: «نخست اصالت موضوع؛ یعنی تازه بودن مطلب و یا داشـــــــــتن نگرش و دید تازه و نو نسبت به یک موضوع کهنه و دوم، تناسب قالب با محتوا، هم آهنگی محتوا با سبک نگارش و موضوع مورد بحث.»(۱۸) اما آنچه درباره اصول ادبیات کودک می شود گفت، این است که ضمن رعایت اصول فوق، اصل دیگری را نیز ضروریست تا به ادبیات کودک افزود و آن این است، که باید به یاد داشت، ادبیات کودک برای کودک آفریده می شود و از اینکه استفاده کنندگان این آثار در مرحله رشد فکری و عاطفی قرار دارند، بنا بر آن آفریننده اثر باید پیام رسان نیز باشد و به وسیله پیام های عالی و سازنده خود به رشد همه جانبه شخصیت آنها ممد واقع گردد.(۱۹)
ج- اهداف ادبیات کودک:
اهداف مهم و بنیادین ادبیات کودک را به گونه ذیل می توان دسته بندی نمود:
۱- شناخت محیط زندگی، اعم از خانه، کوچه، مکتب، کشورو...؛
۲- شناخت جامعه و ارزش های آن؛
۳- شناخت طبیعت؛
۴- به وجود آوردن احساس و ادراک زیبایی شناسی؛
۵-پدید آوردن عادت به خوانش و مطالعه؛
۶- آماده ساختن آن ها برای زنده گی درآینده؛(۲۰)
در کنار نکات یاد شده باید هدف ادبیات کودک این باشد که محدودیت ها و کمبودهای کتاب های درسی را از نقطه نظر موضوعات تأمین نموده، اوقات فراغت شاگردان مکاتب را مفید و سودمند بسازد و در کنار آن معلمین دوره های کودکستان، ابتداییه و متوسطه را در امر تعلیم و تربیت معاونت کند.
د-: ویژگی ها و مختصات ادبیات کودک
آنچه را به عنوان ویژگی ها و مختصات ادبیات کودک می توان بر شمرد این است که 
۱- اسلوب نگارش در این نوع آثار باید مبتنی بر سادگی و روانی باشد تا خوانندگان از مـــــــــسایل ساده و عادی به سوی درک و دریافت موضوعات مهمتر و پیچیده تر رهنمایی شوند.
۲- شکل و محتوای آثار بدیعی برای کودک پیوند عمیقی با سن و سال و روانشناسی آن ها داشته باشد.
۳- موضوع اساسی ای را که تعقیب می نماید، جهت آگاهی دهی برای کودکان باشد و با استفاده از ادبیات عامیانه و نوشتاری این مأمول را بر آورده سازد.
۴- ویژگی های اخلاقی باید از مختصات مهم آن باشد، اما نباید به شکل پند و نصیحت و به نحوه ای دلگیر کننده ارایه شود؛ زیرا پند و نصیحت خشک را حتا بزرگسالان نیز نمی پذیرند، از این رو کودکان از آن سخت بیزار اند. به تعبیر دیگر آن ها در کرکتر نویسنده و شاعر خویش مربی و رهنما نمی خواهند، بل دوست ِ غمخواری را می خواهند دریابند که برای آنها سروده ها، قصه ها و داستان های شیرین و به یاد ماندنی ای را بگوید.(۲۲)
     در جنب ویژگی هایی که ذکر شد باید بیشترین سعی بر آن باشد تا کتاب هایی که برای کودکان پدید آورده می شوند به شکل مصور آراسته گردند، قدرت تصویر در امر سرگرم ساختن، انتقال مفاهیم، آموزش و لذت بخشیدن به آن ها بسیار سازنده و حتا جادویی است.
ازسوی دیگر آثاری که در زمینه ادبیات کودک خلق می شوند باید به زبان، تخیل، بیان و تجربه های آنها همسویی داشته باشد و از آنچه که سبب یأس، بدبینی، نفرت و بدخواهی برای آنها میگ ردد به طور جدی اجتناب به عمل آید.
اگر آرزو و خواست ما حمایت و کمک واقعی کودک می باشد، پس ضروری است تا با آن ها زندگی نماییم ، خصوصیات روحی آن ها را بشناسیم و این را بدانیم که آنها چه چیزهایی را دوست دارند. پس بهتر است برای هر دوره ای از کودکی که اثری می آفرینیم سن و سال آن دوره را در نظر گرفته و متوجه باشیم که برای همان کودک و در همان مقطعِ حیاتش شعر بسراییم و یا داستان و قصه و ترانه بپردازیم؛ این سخن را به خاطر داشته باشیم که اگر ما تجارب پر شماری از زندگی داریم آنها به همین راحتی و بدون مرتکب شدن اشتباه و خطایی به دست نیاورده ایم و اگر خطاها و اشتباهات کودکی را نمی داشتیم به سن و سال کنونی خود نمی رسیدیم و اینک که رشد ما کامل شده است، نباید از آنها این انتظار و توقع را داشته باشیم که باید به مانند ما بیندیشند یا به مانند ما عمل نمایند.
با ذکر موارد فوق، تعریف ادبیات کودک، مختصات، اهداف، اصول و اهمیت آن به این نتیجه می رسیم که در کلیت امر هر تعریفی که در مورد ادبیات و به صورت اعم صدق کند می تواند شامل ادبیات کودکان نیز باشد؛ اما تفاوتی که میان این دو وجود دارد همان تفاوتی است که میان امیال، خواست ها و امکانات کودکان با بزرگان وجود دارد. (۲۲)
مراجع و منابع:
۱- فرهنگ بزرگ سخن، ذیل واژه ادبیات.
۲- طاهره جعفرقلیخان، ادبیات کودکان، نشر دانشگاه پیام نور، تهران:۱۳۷۷،ص۱.
۳- دکتورحسین رزمجو، انواع ادبی، ویرایش سوم ، چاپ چهارم ، انتشارات رز، تهران : ۱۳۸۳ ، ص۲۴. 
۴- ژان پل سارتر، ادبیات چیست ، ترجمه ابوالحسن نجفی، انتشارات زمان، تهران:۱۳۸۴: ص۶.
۵- دکتر عبدالحسین زرین کوب، نقد ادبی، جلد دوم، انتشارات امیر کبیر، تهران:۱۳۷۱،ص۸.
۶- منوچهر علی پور ، آشنایی با ادبیات کودکان ، انتشارات فردوس، تهران:۱۳۷۸،ص۱۳.
۷- محمد رابع حسنی ندوی ، ادبیات از نظر اسلام، مترجم شهباز محسنی، انتشارات شیخ احمد جام، تهران:۱۳۸۵،ص۱.
۸- همانجا ص۲.
۹- ویلیام. جی. گریس، ادبیات و بازتاب آن، ترجمه بهروز عزوبدفتری، انتشارات فروزش، تهران:۱۳۸۱،ص۸.
۱۰- کمال پولادی ، بنیاد های ادبیات کودک ، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، چاپ اول، تهران: ۱۳۸۴،صص۵۱-۵۲.
۱۱- منوچهر علی پور، همان اثر، ص۱۳.
۱۲- همانجا.
۱۳- سید داوود زهدی، درباره ادبیات کودک، انتشارات ریاست کودکستان ها، مطبعه دولتی، کابل:۱۳۶۶،ص۲.
۱۴- رازق رویین، درباره ادبیات کودکان، لکچر های آموزشی برای نخستین کنگره نویسنده گان جوان، انتشارات پوهنتون کابل، ۱۳۶۲،ص۸۲.
۱۵- همانجا.
۱۶- همان اثر، همان صفحه.
۱۷-  منوچر علی پور، همان اثر،صص۵۵-۵۶.
۱۸- همان ،ص۱۵.
۱۹- همان.
۲۰- پویا فاریابی ، در باره ادبــــیا ت کودکان و نو جوانان، ضمیممة مجلة عرفان، کابل :۱۳۶۴ ،ص۷۸.
۲۱- رازق رویین ، ویژه گیهای سنی در آفرینشهای ادبی کودکان ، مجله خراسان اکادمی علوم افغانستان ، ، ش۲۲، جورا – سرطان۱۳۶۴. صص۵۱-۵۲.
۲۲- منوچهر ترکمان، شعر شکوفه ها ، انتشارات مدرسه ، چاپ هفتم ، تهران:۱۳۷۱،ص۱۶.

کلیدواژه: 
ادبیات,ادبیات کودک,ترانه,ادبیات شفاهی
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اردیبهشت 1389ساعت 22:18  توسط محمدآبادی  | 

نقش هنر در پرورش خلاقیت کودکان

هنر تبلوری از حس زیبایی شناسی و خلاقیتهای انسانی است که در خدمت انسانها قرار گرفته است .
همانطور که می دانیم هنر زبان گویای گذشتکان خاموش ، و فرزندان جستجو گر فرداست . اگر جامعه ای به این مهم عنایت داشته باشد ذوق ، ابتکار ، آفرینندگی ، بیداری فرهنگی و نگرش دوباره به خویش را گسترش داده است . پس بیاییم با این نگرش به هنر نگاه کنیم که خلاقیتها را شکوفا می سازد و رشد صنعتی و ابتکار و ابداع را به ارمغان می آورد .
رشته های مختلف هنر هر یک به نوبه خود می توانند در این امر مهم مؤثر واقع شوند . در زیر به چند نمونه از بازی های ساده کودکان و نقش و اهمیت آن در پرورش خلاقیت در کودکان اشاره می گردد .
- بازی کودکان با گل رس و با خمیر بازی و شکل دادن به آنها هنری است که باعث میگردد ، کودک احساسات و عواطف درونی خود را به مخاطبان بگوید . و همچنین با ساختن اشکال مختلف اعتماد به نفس و در نهایت استقلال شخصیت پیدا می کند . و معلم با ترتیب دادن نمایشگاهی از کارهای کودکان می تواند سرنخی برای کار های دیگری از همسالان باشد و توان خلق آثاری دیگر و در نهایت تقویت خلاقیت در آنها گردد .
- نقاشی یکی دیگر از راههای شکوفایی استعداد در کودک است . کودک سعی دارد با رنگ آمیزی به دیگران بگوید که چه مفهوم و فاکتوری برایش اهمیت دارد و آن قسمت از نقاشی را با برجسته کردن رنگ به ما تفهیم می کند .
کار هنری نباید از طریق بزرگسالان هدایت و رهبری شود زیرا دیگر قادر به برانگیختن روحیه خلاق نخواهد بود « کودکان
به خودی خود هنرمندند و نباید آنها را وادار کرد که تصاویری مطابق انتظار بزرگسالان خلق کنند » *
* نظرات سنریک 1937 و ریچاردسون 1948
نباید به کودکان تکنیک آموخت چون اکر تصاویری خلق کنند به خودشان تعلق ندارد . ممکن است تحسین شوند و آنها را سرگرم کند ولی این امر باز تولید است نه خلاقیت .
در نقاشی نباید کودک را با رنگ محدود کرد چون نمی توانند زبانی گویا برای بیان احساسات و عواطف درونی شان باشد .
هر کشفی سر نخی از یک عمل خلاقانه است . درک علم و تکنولوژی همان اندازه که به تفکر نیاز دارد با موضوع هنری هم در ارتباط است .
- یکی دیگر از موضوعات هنری که می تواند نقشی در بروز آفرینندگی داشته باشد ، ایفای نقش است .در هنگام بازی
همین که کودکان دوست دارند همواره در نقش سر گروه
و یا رهبر و هدایت کننده بازی شرکت کنند و ایفاگر آن نقش باشند خود دلیلی بر اعتماد به نفس و ابراز وجود آنهاست . و این عامل مهمی است برای نشان دادن ابتکاراتشان .
در ایفای نقش کودکان کمرو و خجالتی هم می توانند مورد توجه قرار گیرند و بزودی فعال شوند .
- کمک گرفتن از هنرمندان ،موسیقی دانان و افراد صنعتگر برای گسترش تجارب کودکان می تواند مؤثر واقع شود .
سعی کنیم کودکان را از نزدیک با کارهای آنها آشنا کنیم . مثلاً آنها از نزدیک با موادی که صنعتگران استفاده می کنند آشنا می شوند و چگونگی مراقبت از ابزار را یاد گرفته و طرز کار آنها را می بینند و اینکار می تواند جرقه ای باشد در ذهن خلاق آنها .
- دیدار از نمایشگاهها ، گالری ها ، موزه ها و تأتر و سایر مراکز هنرهای تجسمی و نمایشی میتواند در امر پرورش خلاقیت کودکان ، ما معلمین و والدین را یاری کند . دیدن کودک و مشاهده نزدیک او از یک اثر هنری تا عکس چاپ شده آن اثر متفاوت است . در عین حال تحلیل کردن کودکان از کار هنرمندان می تواند آنها را تشویق کند تا مهارتهای خود را بکار گیرند و با شنیدن تشویق و تمجید از سوی اولیا کار خود را بهبود بخشند .
بزرگسالان اگر در فرآیندهای خلاقانه و تخیلی دخالت کنند ، ممکن است با دیدگاهها و ادراکات خود به نو آفرینی کودکان لطمه زده و یا حتی آن را نابود کنند .
مقصود از هنر ایجاد تصویری است که تا حد ممکن واقع گرایانه باشد . پس به کودکان به عنوان هنرمندانی ناتوان نگاه نکنیم زیرا ممکن است با تحمیل انتظارات خود که
با مراحل رشد آنها تطابق ندارد به آنان آسیب جدی وارد سازیم .
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 9:12  توسط محمدآبادی  | 

مطالب قدیمی‌تر